تبليغاتX
...میلاد آنکه عاشقانه بر خاک مرد ...

...میلاد آنکه عاشقانه بر خاک مرد ...

( تا خدا بنده نواز است به بنده چه نیاز است)

منوی کاربردی

یه دختر تنها یه آسمون تردید
به هر کسی دل بست
ازش خیانت دید ...


مطالب پیشین

آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386

لوگوی سایت

لينك به ما


" size="8" class="mailinput">


لوگوی دوستان




لينك های روزانه

آمار سایت

..::نیایش::..


خداوندا مرا وسیله صلح خویش قرار ده
آن جا که کین است،بادا كه عشق آورم

آن جا كه تقصیر است،بادا كه بخشایش آورم
آن جا كه تفرقه است،بادا كه یگانگی آورم
آن جا كه خطاست،بادا كه راستی آورم
آن جا كه شك است،بادا كه ایمان آورم
آن جا كه نومیدی است،بادا كه امید آورم
آن جا كه ظلمات است،بادا كه نور آورم
آن جا كه غمناكی است،بادا كه شادمانی آورم
خدا وندا ،بادا كه بیشتر
در پی تسلی دادن باشم تا تسلی یافتن
در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن
در پی دوست باشم تا دوست داشته شدن
چرا كه با بخشیدن است كه می گیریم
با فراموشی خویشتن است كه
خویشتن را باز می یابیم
با بخشودن است كه
بخشایش به كف می آوریم
با مردن است كه
به زندگی بر انگیخته می شویم

گناهانم را پوشاندی،گمان بردم که فراموش کرده ای

به جای آن که من خجلت ببرم تو حیا کردی

گفتی که برگرد،سر سختی کردم و بر نگشتم

اما هرچه هستم از آن توام و تو،آن خود را از خود دور نمی کنی،

                                می کنی؟؟!!

 براي مردن، افتادن از هيچ ارتفاعي لازم نيست ..... فقط كافيستكه ازچشم تو بيافتم  ...




+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 18:21 توسط مهسا |


یادم باشد حرفی نزنم
که به کسی بربخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
راهی نروم که بیراه باشد
خطی ننویسم
که آزار دهد کسی را
یادم باشد
که روز و روزگار خوش است
همه چیز روبراه و بر وفق مراد است و خوب
تنها ...
تنها ...
دل ما دل نیست

آره ...


اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد




+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 23:52 توسط nothing |

..:: ::..


گفتیم دل باخته‌ایم ،  ورق‌ها را از روی میز جمع کردید

گفتیم مزه‌ی عاشق نفس است ،  پیش‌دستی را پس زدید

گفتیم پیک آخر باشد ،  بساط را به هم ریختید

حالا ،  بین خودمان بماند جان‌دلم...

کافه‌ی تعطیل سوت و کور هم آتش زدن دارد ؟

 




+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 20:14 توسط مهسا |

تا بی نهایت


 

 

برای آنهایی که بی تقصیرند

 

به چشمانی که در راه ماندند و دلهایی که آنها را راندند

 

به اشکهایی که غرورشان شکست و عهدهایی که کسی آنها را نبست

 

زندگی شیبی یست   عشق سیبی یست

 

و وای بر حال آنکه در عشق پایبند نظم و ترتیب است

 

و اما تو  :

 

قرار نبود آن وقتهای تو جایشان را با این وقتهای من عوض کند

 

قرار نبود عشق هم مثل گیلاس- بوسه- عیدی- وتعطیلات تابستان اولش قشنگ باشد

 

قرار نبود کسی سختش باشد بگوید دوستت دارم

 

   قرار نبود کسی به هوای شکستن دل دیگری بماند

 

 قرار بود هر کس به هوای شکستن دل خودش بماند

 

قرار نبود هر چه قرار نیست باشد

 

قرار تنها بر بی قراری بود و بس

 

گمان نمی کنم گناه من رنگین تر از گناه تو باشد

 

اما یقین دارم که کودک دلت کمتر از پیش بهانه دارائیهای شعر گونه ام را می گیرد

 

مهم نیست   !

 

تنها یک چیز یاده همه بماند

 

     اگر اتفاقی که نباید بیفتد افتاد

 

تنها برایت می نویسم خودت خواستی تقصیر من نبود

 

امروز تولده عشقه منه دعاش کنین که همیشه خوشبخت باشه

تا همیشه دوست دارم اندازه آسمون




+ نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 19:56 توسط مهسا |

..::عشق::..


هرگز از بی کسی خویش مرنج هرگز از دوری این راه مگو

و از این فاصله ها که میان من و توست

و هر آنگه که دلت تنگ من است

بهترین شعر مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار

تا که تنهایت از دیدن من جا بخورد

وبداند که دل من با توست و همین نزدیکیست ...

 

   ... و عشق صدای فاصله هاست ...

 

گوش می سپارم به باد!

و یادم میرود من روزی سکوت جاری برکه ها بودم

و یادم میرود عطر خوش زیستن را با خود آورده ام

و یادم میرود من زن بودم !

ویادم میرود من زن هستم !

و گوش می سپارم به باد !

اگر خدایم را دیدید به او بگویید                                 

من خسته ام از زن از خودم از نفس از همه

بگویید مرا با خود ببرد به کوچه باغ های آب

به جایی که زن نباشم

به جایی که مرا از حیا نساخته باشند

به جایی که یادم رود روزی از نور بودم ...

 




+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 1:14 توسط مهسا |

..::تو رو خدا درک کن ::..


زمانی که حرفها مردن یا شکوفه های اشک غریبانه پژمردن

اونجایی که غم ها قلب رو تسخیر کردن

وقتی که بغض ها گریه های بی صدای تو شدن

و سکوت سروری کرد   تنهایی رو درک کن

شب که عکس تمام ماه توی برق چشمات دو نیم شد

شبهایی که از فرط بی تابی تا فردا بی خوابی

شبهایی که کنج اتاق سر روی زانو گذاشتی تنهای رو درک کن

صبح ها که خورشید زیبات طلوع کرد

بدون خورشید مثل امید من بود شب که غروب کرد امیدم رو درک کن

یک دنیا حرف در دلم مرده درک کن

درک کن که با بغض گفتن بهتر از هر گز نگفتنه                                          

و با آرزو گذروندن و بی امید مردن

حرفهای نگفتم رو درک کن

این حال و روزمو درک کن

عقربه های ساعت نه در جا میزنن نه جلو میرن

فقط به عقب بر میگردن

صفحه بعد تقویم من صفحه قبل تقویم توست

افسوس که اینطوری خاطره ها هم واژگونند

این آینده وارونمو درک کن . 




+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 19:14 توسط مهسا |

..::خسته ام ::..


امروز هم گذشت یه روز دیگه از روزهای بی تو بودن

هنوز از این روزهای وحشتناک باقی مونده

تنهای تنها میون اینهمه آدم سخته دلم میگیره وقتی بهش فکر می کنم

وقتی نگاه می کنم و تا فرسنگها کسی رو پشت و پناهم نمی بینم

خسته شدم از اینهمه لبخند زورکی از این بهونه های الکی

ای کاش یه ذره فقط یه ذره شهامت داشتم

اونوقت واسه پنهون کردن بغض تو گلوم سرفه نمی کردم                     

و نمی گفتم مثل اینکه سرما خوردم

اونوقت دیگه بهونه اشکام رفتن پشه تو چشمم نبود

خستم از جواب دادن های دروغی از این که به دروغ بخندم

و اعلام رضایت کنم تا کسی نفهمه روزگارم عالیه واسه سوختن و نابودی.

من به اینها کاری ندارم دلم واسه تو تنگ شده ...

 




+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 12:12 توسط مهسا |

...:::دعا:::...


ای مریم مقدس که بی گناه بار برداشتی                                             برای ما بخواه که به سوی تو آییم ...

                         آمیین

سفره گورکن خالیست کاش میمردم ...

 

بزرگترین دروغ ستون تسلیت روزنامه ها ست !

که هر روز در آن می خوانیم

پس از تو اشک و غم همیشه همراه ماست

پس اینهمه قهقهه از کجاست ؟

  بودن من در گرو بودن توست ...

 

 

 

 




+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 22:56 توسط مهسا |


من ساعتم را کوک می کنم.
دست هایم را می بوسی

و می گویی:
" عاشقی که ساعت ندارد دلبرکم..."
ساعت زنگ می زند
یعنی وقت ِ رفتن است
از این رویای دلفریب.
و ما اگرچه دور
اما چون شب و ستاره ها

به هم نزدیکیم.
ببین
من و تو
به نبودن عاشقیم.




+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 10:54 توسط nothing |


الو سلام منزل خداست؟

 اين منم مزاحمي که آشناست

 هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است

 ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست

 شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است

 به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟

 




+ نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 21:41 توسط nothing |

لينك باكس


منوی وبلاگ

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ قالب وبلاگ رایگان

موضوعات

مديران وبلاگ
مهسا
nothing
لينكستان
سي دي هاي كمياب
میزبان عکس
قالب وبلاگ
arezoohaye mahal
nedayemonady
dota kholo chel
†† هرچی دل تنگت میخواهد بگو ††
ellaheye eshgh
پرستوی مهاجر
:::و اما عشق:::
mobin
ستاره انتظار
جــــهـــــنم سر گــــــردان
•**•خسته ترين نفـــس•**•
باران عشق
طراح قالب


دریافت قالب در: www.parstheme.com
طراح: سعید
تبليغات
All Rights Reserved 2007 © by asemo0njol.blogfa.com

This Themplate Rendition By BIZARAR and PARSTHEME

قالب هاي ميهن بلاگ

قالب هاي بلاگفا

آموزش طراحي وب

آموزش طراحي قالب

JavaScript Codes

Created by Crazyprofile.com

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس

JavaScript Codes